محمد مهدى ملايرى
83
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
فارس همچنان كه از قديم دار الملك ايران بوده هميشه و حتى پس از انتقال مركز سياسى ايران به مناطق ديگر مانند تيسفون و بلخ و جاهاى ديگر همچنان مركزيت دينى و علمى خود را در همهء دورهها حفظ كرده و براى زردشتيان در همهجاى ايران در حكم دار العلم و مركز تعليم و تعلم و حفظ آثار علمى و مذهبى ايران به شمار مىرفته ، و علت اين هم كه در دوران اسلامى تا قرنها اين اقليم همچنان چهرهء زردشتى خود را حفظ كرده همين سابقهء علمى و فرهنگى آن بوده . ابن حوقل در قرن چهارم هجرى آنجا را چنين وصف كرده : « در هيچجا به اندازهء فارس زردشتى وجود ندارد زيرا در اين ناحيه پايتخت كشور و مركز دين و محل كتابها و آتشكدههاى آنها بوده ، آثارى كه پشت به پشت به ارث بردهاند و تا امروز در دست آنها باقى است . « 1 » و به سبب همين مركزيت اينجا بوده كه مهمترين آثار دينى و فرهنگى ايران در همين منطقه بهوجود آمده و بيشتر آنها هم در همين منطقه تا قرنها در دوران اسلامى باقى مانده بود . استخرى از كوهى در اين منطقه در ناحيه شاپور نشانى مىدهد كه بر آن تصوير هريك از پادشاهان و مرزبانان سرشناس و رؤساى نامآور آتشكدهها و موبدان بزرگ و ديگران نقش شده بوده و تصويرهاى اين اشخاص با سرگذشتها و داستانهايشان در صندوقهائى نگهدارى مىشده ، و عهدهدار حفظ آنها گروهى بودهاند كه در ناحيه ارجان در جائى كه نام آنجا را به عربى « حصن الجص » نوشته است نشيمن دارند . « 2 » حصن الجص يا قلعه الجص را كه بر طبق معمول فارسى در اين موارد بايد ترجمهء گچدژ يا دژگچين باشد در جاى ديگر در ذكر دژها و قلعههاى فارس ( حصون فارس ) چنين توصيف كرده « قلعه الجص در ناحيه ارجان است كه در
--> ( 1 ) . صوره الارض ، ص 255 ( فرهنگ ايرانى ص 26 ) . ( 2 ) . مسالك الممالك ، ص 150 . « و بناحيه سابور جبل قدو صوّر فيه صور كل ملك و كل مرزبان معروف للعجم و كل مذكور من سدنة النيران و عظيم من موبد و غيره و تتابع صورها و لاء و ايامهم و قصصهم فى ادراج و قد خص بحفظ ذلك قوم سكان بموضع بناحيه ارجان يعرف بحصن البحص » .